مرتبط با موضوع : فيزيك و فلسفه,
نویسنده :
آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:39:15 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 139
به نام خدا
نیرو
در فیزیک ما تا به
حال با چهار نوع نیرو آشنایی داریم
1 –نیرو گرانش
2- نیرو
الکترومغناطیس
3- نیرو قوی هسته ای
4-نیرو ضعیف هسته ای
ابتدا در این چند
پست تاریخچه ای کوتاه از این نیرو ها را
بررسی می کنیم تا شناختی از آن را به ما بدهد و سپس به بررسی نیرو های مورد بحث می
پردازیم.
تاریخچه ای کوتاه از
نیروی گرانش
منشا نیروی گرانش:
لااقل از زمان
یونانیان ، دو مسئلۀ شگفت انگیز وجود
داشته است (1) اجسام افتان که در نزدیکی سطح زمین رها می شوند.(2) حرکتهای سیارات.
گر چه در آن زمان هیچ دلیلی برای ارتباط این دو مسئله وجود نداشت،اما امروز می
دانیم که این دو از یک نیرو _گرانش_ناشی می شوند. در واقع این نیرو حرکت خورشید را
در کهکشان راه شیری خود ما، حرکت کهکشان در خوشۀ محلی کهکشانها،و در نتیجه در کل
عالم تعیین می کند.خلاصه آنکه، نیروی گرانشی ،و قانونی که این نیرو را توصیف می
کند، ساختار، تحول، و سرنوشت نهایی عالم را کنترل می کند((جمله آخر با دید کلاسیک
مطرح می شود)).
اولین کوشش برای
توصیف حرکت سیارات را کلودیوس بطلمیوس (قرن دوم پس از میلاد) انجام داد.او مدلی را
برای منظومۀ شمسی به وجود آورد که در آن سیارات،همراه با خورشید و ماه ،دور زمین
می چرخیدند. متاسفانه ، برای توصیف مدارهای پیچیدۀ سیارات در این چارچوب مرجع
هندسی، بطلموس مجبور به وارد کردن فلکهای تدویر شد که سیاره در آن دور دایرۀ کوچکی
می گشت که مرکز آن
روی دایره بزرگتری به مرکز زمین حرکت می کرد.
البته،امروز این مدل
را از این رو طرد می کنیم که قانونی را که هر حرکت شتابداری را باید به حساب نیروی ناشی از جسمی در محیط حرکت گذاشت نقص می
کند- در مرکز دایره های کوچک جسمی وجود نداشت که نیروی لازم برای حرکت مرکزگرا را
تامین کند.
تا قرن شانزدهم طول
کشید تا نیکولاس کوپرنیکوس طرح خورشید مرکز را مطرح کرد که در آن زمین و دیگر
سیارات دور خورشید می گشتند.منظومۀ شمسی کوپرنیک هم، مانند مدل بطلمیوس ،فقط مبتنی
بر هندسه بود زیرا هنوز مفهوم نیرو معرفی نشده بود.با وجود این،مدل کوپرنیکی گام
بلندی به جلو بود، زیرا چارچوب مرجع درستی را برای شناخت فعلی ما از منظومۀ شمسی
فراهم ساخت.
بر مبنای تحلیل دقیق
داده های رصدی از حرکتهای سیاره ای، یوهانس کپلر سه قانون را مطرح کرد که این حرکت
ها را توصیف می کنند. با این همه، قانونهای کپلر فقط تجربی بودند صرفا حرکت سیارات
را بدون هیچ مبنای مبتنی بر نیروها توصیف می کنند. پیروزی بزرگ رشتۀ تازه تاسیس
مکانیک در قرن هفدهم آن بود که ایزاک نیوتون توانست قانونهای کپلر را از قانونهای
مکانیک خود به دست آورد و قانون گرانش خود را پیشنهاد کند. نیوتون توانست با
استفاده از همین مفهوم حرکت سیارات و
اجسام افتان را در نزدیکی سطح زمین توجیه کند.
نیوتون بعد ها نوشت : به این فکر افتادم که
گرانی تا مدار ماه ادامه دارد.... و در نتیجه نیروی لازم برای نگه داشتن ماه در
مدارش را با نیروی گرانی در سطح زمین مقایسه کردم ، و دریافتم که پاسخ آنها بسیار
نزدیک به هم است
ادامه مطلب ...
نظربدهید
کلمات کلیدی :