منوی اصلی
موضوعات
نویسندگان
لینک های روزانه
آرشیو زمانی
نظرسنجی
جستجو



تبلیغات
ورود به سیستم
آمار وب
  • بازدید امروز : 12
  • بازدید این ماه : 202
  • بازدید امسال : 455
  • کل بازدیدها : 5,965
مرتبط با موضوع : فيزيك و فلسفه,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:50:44 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 159

روزی همه دانشمندان در يك مهماني حاضر شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند
انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
همه پنهان شدند الا نیوتون ...
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین.

انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.
انیشتین فریاد زد
نیوتون بیرون( سك سك) نیوتون بیرون( سك سك)

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ...

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ...
که من رو، نیوتون بر متر مربع میکنه .........
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد بنابراین من "پاسکالم"
پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سك سك)
http://www.nooreaseman.com

ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
مرتبط با موضوع : فيزيك و فلسفه,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:49:17 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 171

تحقيقات يك دانشمند ژاپنى نشان مى دهد،هزار قطره آب معمولى با اضافه شدن يك قطره از آب زمزم، خواص زمزم را پيدا مى كند

نتايج تحقيقات با استفاده از فناورى نانو نشان مى دهد آب زمزم در مكه مكرمه، آب معمولى نيست بلكه از خواصى برخوردار است كه در هيچ يك از آب هاى جهان پيدا نمى شود.
شبكه تلويزيونى العالم به نقل از پايگاه اينترنتى باب، با اعلام اين مطلب توضيح داد: نتايج تحقيقات نانو تكنولوژى يك دانشمند ژاپنى نشان مى دهد اگر يك قطره از آب زمزم به هزار قطره آب معمولى افزوده شود، آن هزار قطره آب معمولى، خواص آب زمزم را پيدا مى كنند.


دكتر ماساروا يموتو از محققان ژاپنى افزوده است در تحقيقات و مطالعات علمى خود بر آب زمزم با استفاده از فناورى نانو نتوانسته است هيچ يك از خواص آب زمزم را تغيير دهد.
دكتر ايموتو گفته است آب زمزم منحصر به فرد و از آب هاى ديگر متمايز است و ساختار بلورى آب زمزم با همه آب هاى جهان متفاوت است.
اين محقق ژاپنى اظهار داشته است همه مطالعات و تحقيقات در آزمايشگاه ها نتوانست هيچ يك از خواص اين آب را تغيير دهد و ما تاكنون نتوانسته ايم علت آن را تشخيص بدهيم.
وى در پايان گفته است آب زمزم يك آب معمولى نيست.
گفتنى است دكتر ايموتو بنيانگذار نظريه تبلور ذرات آب است.
http://www.nooreaseman.com/forum61/thread14395.html


ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
مرتبط با موضوع : فيزيك و فلسفه,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:44:33 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 130

 

 

نسبیت خاص نظریه‌ای دربارهٔ اصول نسبیت و حرکت در چهارچوب‌های لخت می‌باشد. این نظریه در سال ۱۹۰۵ میلادی توسط آلبرت اینشتین فیزیکدان آلمانی الاصلی که تابعیت آمریکایی داشت مطرح شد. نسبیت خاص درک فیزیکی ما را از شماری از پدیده‌های اطراف خود که پیش از آن توسط نسبیت نیوتن و معادلات گالیله بررسی می‌شدند تغییر می‌دهد.

تاثیر نسبیت خاص هنگام بررسی اجسام در حال حرکت با سرعت‌های بسیار زیاد (نزدیک به سرعت نور) قابل ملاحظه می‌شود. بنابر این نظریهٔ نسبیت همانطور که اصل همخوانی فیزیک ایجاب می‌کند باید نتایج مشاهدات قبلی را به شکل کامل تری بیان کند. در ادامه همانطور که خواهید دید داریم :

) تبدیلات لورنتس) = (تبدیلات گالیله( ‎

البته در نظر داشته باشید که هنگامی که c به سمت بی نهایت می‌رود ( همانطور که پیش از اثبات متناهی بودن سرعت نور فرض می‌شد ) کسر v/c به سمت صفر می‌رود. این بدان معناست که تبدیلات لورنتس که اساس نظریهٔ نسبیت خاص هستند در سرعت‌های بسیار کم نسبت به نور، نتایج یکسانی را با معادلات گالیله که اساس نسبیت نیوتونی هستند به دست می‌دهند

اصول موضوعهٔ نسبیت خاص

 

 

نسبیت خاص مانند هر فرضیهٔ دیگری بر اساس دو پنداشت پایه ریزی شده است. بر اساس این فرض‌ها و با استفاده از تبدیلات لورنتس نسبیت خاص شکل می‌گیرد.

 اصل موضوع اول: اصل نسبیت


قوانین فیزیک در تمام چارچوب‌های لَخت یکسان هستند و هیچ چهارچوب لخت مرجعی وجود ندارد.

این اصل که پیش از نسبیت خاص در نسبیت نیوتونی نیز بوده است بیان می‌کند که تمامی چهارچوپ هایی که با سرعتی ثابت (بدون شتاب) حرکت می‌کنند هم ارز و یکسان هستند ، بدین ترتیب هیچ چهارچوب لختی بر چهارچوب دیگر برتری یا با دیگری تفاوت ندارد.

به سخنی دیگر اصل نسبیت (با در نظر گرفتن یک شرایط ایده آل) می‌گوید که اگر شما در آزمایشگاه سربسته‌ای قرار داشته باشید و آن آزمایشگاه با سرعت ثابتی نسبت به زمین حرکت کند، شما با هیچ روشی نمی‌توانید تعیین کنید که سرعت‌تان نسبت به زمین چقدر است. در این بیان از اصل نسبیت فرض شده است


ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
مرتبط با موضوع : فيزيك و فلسفه,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:39:15 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 139

به نام خدا

نیرو

در فیزیک ما تا به حال با چهار نوع نیرو آشنایی داریم

1 –نیرو گرانش

2- نیرو الکترومغناطیس

3- نیرو قوی هسته ای

4-نیرو ضعیف هسته ای

 

ابتدا در این چند پست  تاریخچه ای کوتاه از این نیرو ها را بررسی می کنیم تا شناختی از آن را به ما بدهد و سپس به بررسی نیرو های مورد بحث می پردازیم.

تاریخچه ای کوتاه از نیروی گرانش

منشا نیروی گرانش:

لااقل از زمان یونانیان ، دو مسئلۀ  شگفت انگیز وجود داشته است (1) اجسام افتان که در نزدیکی سطح زمین رها می شوند.(2) حرکتهای سیارات. گر چه در آن زمان هیچ دلیلی برای ارتباط این دو مسئله وجود نداشت،اما امروز می دانیم که این دو از یک نیرو _گرانش_ناشی می شوند. در واقع این نیرو حرکت خورشید را در کهکشان راه شیری خود ما، حرکت کهکشان در خوشۀ محلی کهکشانها،و در نتیجه در کل عالم تعیین می کند.خلاصه آنکه، نیروی گرانشی ،و قانونی که این نیرو را توصیف می کند، ساختار، تحول، و سرنوشت نهایی عالم را کنترل می کند((جمله آخر با دید کلاسیک مطرح می شود)).

 

اولین کوشش برای توصیف حرکت سیارات را کلودیوس بطلمیوس (قرن دوم پس از میلاد) انجام داد.او مدلی را برای منظومۀ شمسی به وجود آورد که در آن سیارات،همراه با خورشید و ماه ،دور زمین می چرخیدند. متاسفانه ، برای توصیف مدارهای پیچیدۀ سیارات در این چارچوب مرجع هندسی، بطلموس مجبور به وارد کردن فلکهای تدویر شد که سیاره در آن دور دایرۀ کوچکی

می گشت که مرکز آن روی دایره بزرگتری به مرکز زمین حرکت می کرد.

البته،امروز این مدل را از این رو طرد می کنیم که قانونی را که هر حرکت شتابداری را باید به حساب  نیروی ناشی از جسمی در محیط حرکت گذاشت نقص می کند- در مرکز دایره های کوچک جسمی وجود نداشت که نیروی لازم برای حرکت مرکزگرا را تامین کند.

تا قرن شانزدهم طول کشید تا نیکولاس کوپرنیکوس طرح خورشید مرکز را مطرح کرد که در آن زمین و دیگر سیارات دور خورشید می گشتند.منظومۀ شمسی کوپرنیک هم، مانند مدل بطلمیوس ،فقط مبتنی بر هندسه بود زیرا هنوز مفهوم نیرو معرفی نشده بود.با وجود این،مدل کوپرنیکی گام بلندی به جلو بود، زیرا چارچوب مرجع درستی را برای شناخت فعلی ما از منظومۀ شمسی فراهم ساخت.

بر مبنای تحلیل دقیق داده های رصدی از حرکتهای سیاره ای، یوهانس کپلر سه قانون را مطرح کرد که این حرکت ها را توصیف می کنند. با این همه، قانونهای کپلر فقط تجربی بودند صرفا حرکت سیارات را بدون هیچ مبنای مبتنی بر نیروها توصیف می کنند. پیروزی بزرگ رشتۀ تازه تاسیس مکانیک در قرن هفدهم آن بود که ایزاک نیوتون توانست قانونهای کپلر را از قانونهای مکانیک خود به دست آورد و قانون گرانش خود را پیشنهاد کند. نیوتون توانست با استفاده از همین مفهوم حرکت سیارات  و اجسام افتان را در نزدیکی سطح زمین توجیه کند.

 نیوتون بعد ها نوشت : به این فکر افتادم که گرانی تا مدار ماه ادامه دارد.... و در نتیجه نیروی لازم برای نگه داشتن ماه در مدارش را با نیروی گرانی در سطح زمین مقایسه کردم ، و دریافتم که پاسخ آنها بسیار نزدیک به هم است


ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
مرتبط با موضوع : فيزيك و فلسفه,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:36:24 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 132


الکترومغناطیس

الکترومغناطیس شاخه‌ای از علم فیزیک است که به مطالعهٔ پدیده‌های الکتریکی و مغناطیسی و ارتباط این دو با هم می‌پردازد. از طرفی یکی از ۴ نیرو بنیادی طبیعت است .الکترومغناطیس توصیف‌گر بیشتر پدیده‌هایی است(به جز گرانش) که که در زندگی روزمره اتفاق می‌افتد.الکترومغناطیس همچنین نیرویی است که الکترون‌ها و پروتون‌ها را در داخل اتم‌ها پیش هم نگه می‌دارد. نیروی الکترومغناطیس است که در هر دو تجلی میدانهای الکتریکی و میدانهای مغناطیسی می‌باشد هر دو جنبه‌های ساده اما مختلف از الکترومغناطیس هستند و از این رو ذاتا یه یکدیگر مربوط اند. بنابراین ، تغییر میدان الکتریکی تولید میدان مغناطیسی و برعکس تغییر میدان مغناطیسی تولید میدان الکتریکی می‌کند این اثر به نام القای الکترومغناطیسی است ، و اساس عمل برای ژنراتورهای الکتریکی ، موتورهای القایی و ترانسفورماتورها می‌باشد . میدانهای الکتریکی معلول چند پدیده‌های الکتریکی معمول هستند مانند:پتانسیل الکتریکی (مانند ولتاژ باتری) و جریان الکتریکی (مانند جریان برق). میدانهای مغناطیسی معلول نیروی مربوط با مغناطیس هستند. نیروی الکترومغناطیسی از طریق تبادل ذراتی به نام فوتون‌ها و فوتون‌های مجازی عمل می‌کند. مفاهیم نظری الکترومغناطیس منجر به توسعه نسبیت خاص توسط آلبرت اینشتین در سال ۱۹۰۵ شده‌است.
تاریخچه الکترومغناطیس

در ایتدا تصور بر این بود که الکتریسیته و مغناطیس به عنوان دو نیروی جدا از هم عمل می‌کنند. با این حال این تغییر دیدگاه ، با انتشار رساله الکتریسیته و مغناطیس جیمز کلارک ماکسول در تاریخ '۱۸۷۳ است که در آن نشان داده می‌شود تعامل بارهای مثبت و منفی توسط یک نیروی تنظیم می‌شد. چهار اثر عمده ناشی از این تداخلات ، به وضوح توسط آزمایش‌ها نشان داده شده‌اند ، وجود دارد: ۱-نیروی الکتریکی جذب و یا دفع کننده بارها توسط یک دیگرمتناسب با معکوس مربع فاصله بین آن‌ها است. ۲-قطب مغناطیسی همیشه به صورت جفت توسط خطوط میدان مغناطیسی به هم متصل می‌شوند : قطب شمال مغناطیسی به قطب جنوب مغناطیسی متصل است. ۳-جریان الکتریکی در سیم حامل جریان ، میدان مغناطیسی دایره‌ای اطراف سیم ایجاد می‌کند، که جهت آن بسته به جهت جریان است. ۴-هنگامی که حلقه سیم به سمت میدان مغناطیسی یا دور از میدان مغناطیسی حرکت کند و یا میدان مغناطیسی به سمت نزدیک شدن ویا دور شدن از آن نقل مکان کند ، جهت آن بسته به جهت جریان در آن جنبش است

زمانی که هانس کریستین Ørsted در حال آماده شدن برای سخنرانی شب در ۱۸۲۰ آوریل ۲۱ بود ، مشاهدات شگفت آوری کسب کرد .او متوجه شد که سوزن قطب نما زمانی که جریان الکتریکی حاصل از باتری روشن و خاموش می‌شد، از قطب مثیت منحرف می‌گردید. این انحراف او را متقاعد کرد که، میدانهای مغناطیسی از طرف یک سیم حامل جریان الکتریکی تاثیر می‌پذیرد ورابطه مستقیم بین الکتریسیته و مغناطیس وجود دارد. به زودی او به یافته‌های خود را به چاپ رسانید که به نشان می‌داد جریان الکتریکی تولید میدان مغناطیسی حول یک سیم حامل جریان می‌کند. CGS واحد القاء مغناطیسی (oersted) است به نام و به افتخار او نامگذاری شده‌است. این اتحاد که توسط مایکل فارادی مشاهده، توسط جیمز کلارک ماکسول گسترش، و تا حدی توسط reformulated الیور Heaviside و هاینریش هرتز تکمیل شد.


ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
مرتبط با موضوع : فيزيك و فلسفه,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:32:59 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 136

به نام خداوندگار جهانیان فیزیک نو(قسمت اول) فیزیک نو مقارن قرن بیستم پا به عرصه وجود گذاشت و مخصوصا از رویداد های اتمی و زیراتمی بحث می کرد. این فیزیک برای توجیه رویدادهای ماده بی جان راه نوی نشان داد. این راه سرانجام تمام مشکلاتی را که از هر سو برای مکانیک کلاسیک پیش آمده بود مرتفع ساخت. با یک نظر اجمالی به عرصه وسیع فیزیک جدید سه شاخص بارز دیده می شود. اول، مطالعاتی که پلانک،پروفسور دانشگاه برلن،در سال 1899منتشر کرد جلب نظر می کند.منظور وی این بود که در مکانیک کلاسیک تغییراتی به کار برد که به مدد آن بتوان اموری را که در تجارب مربوط به تابش دیده می شود بیان کرد و نشان داد که علت این که انرژی اجسام کلا تبدیل به تابش نمی شود چیست.چنان که می دانیم بیان این امور تجربی به ظن قوی موجب نفی یکی از سه حکم پیوستگی حوادث فیزیک یا علیت یا امکان نمایش رویدادها به مدد تغییرات واقع در فضا و زمان است.از مطالعات وی چنین بر می آورد که فرض پیوستگی حوادث فیزیک باید کنار گذاشته شود و،به عبارت دیگر ،پس از تامل کافی باید گفت که دگرگونی های این جهان از حرکت اتصالی در فضا و زمان ناشی نیست، بلکه این تغییرات به نحوی انفصالی هستند. فیزیک کلاسیک عالم را از ماده و تابش می دانست؛ماده نیز مرکب از اتم ها و تابش عبارت ازامواج بود.پلانک تابش را نیز مانند ماده که ترکیبش از اتم  مسلم بود از اجرای غیر قابل تجزیه ای مرکب دانست. وی فرض کرد صدور پرتو ازماده مانند جریان آب از لوله نیست،بلکه شبیه گلوله هایی است که از مسلسل خارج می شود.پلانک هر یک  از این مقادیر منفرد انرژی  را کوانتوم نامید.ماکس پلانک


ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
آخرین مطالب
iran fans