منوی اصلی
موضوعات
نویسندگان
لینک های روزانه
آرشیو زمانی
نظرسنجی
جستجو



تبلیغات
ورود به سیستم
آمار وب
  • بازدید امروز : 16
  • بازدید این ماه : 206
  • بازدید امسال : 459
  • کل بازدیدها : 5,969
مرتبط با موضوع : انسان و قوانین,دلنوشته,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:38:12 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 120

آيت‌الله بهاءالديني فرمود:در مكاشفه ديدم كه برزخ از شهريار برداشته شده

گفتگو با اصغر فردي

اصغر فردي تنها شاگرد محمدحسين شهريار در گفت‌وگويي ناگفته‌هاي بسياري از ديدار شهريار با مقام معظم رهبري، از سلوك وعرفان، از روزهاي انقلاب و جنگ گفت.

شايد خيلي‌ها ندانند كه نام اصغر فردي با نام استاد شهريار گره خورده است. اصغر فردي از زماني كه در سال 1355 صدا و شعرهاي شهريار را از راديو تبريز شنيد و از پدرش خواست او را نزد اين شاعر پرآوازه ببرد تا سال‌هاي بعد و روزهاي آخر عمر شهريار كنار او بود.

شهريار به گفته فردي، فردي گوشه‌گير بود و معمولا كسي را به حضور نمي‌پذيرفت، اصغر فردي هم مانند هوشنگ ابتهاج (سايه) كه يار غار اواخر دهه 20 و اوائل دهة 30 شهريار بود، تنها فردي است كه در دوران بيش از يك دهة آخر حيات شهريار مرتب به حضورش پذيرفته مي‌شد. او دليل اين توجه استاد را تنها توفيق خداوند مي‌داند.

اصغر فردي پس از اينكه سال‌ها در كار فرهنگ و ادب بوده، كتاب نوشته، فيلم مستند ساخته و از محضر شاعر بي‌نظيري چون شهريار تلمذ كرده الان براي غم نان سر از شركتي درآورده .... و به گفتة خودش سال‌هاي بازدهي آموخته‌هايش را اين شركت تلف مي‌كند و مي‌خورد. چون به قول خودش فرهنگ، نان و آب نمي‌شود. او را در ساعت‌هاي مياني روز و در محل كارش يافتيم. فردي ناگفته‌هاي بسياري از شهريار از دوران انقلاب و از ارتباط با مقام معظم رهبري با شهريار داشت.

فردي در اين گفت‌وگو كه ساعتي به طول كشيد هرگاه ساعات‌هاي پايان عمر شهريار، لطف‌ها و سلوك او را به ياد مي‌آورد اشك در چشمانش مي‌دويد و منقلب مي‌شد.

شعر «خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار» هم جمله‌اي بود كه در گفت‌وگوي ما بارها تكرار شد و هر بار حال فردي را منقلب كرد. اين گفت‌وگوي مفصل در دو بخش شامل خاطرات و گلايه‌هاي فردي از نهادهاي متصدي فرهنگ تقديم مي‌شود.

از ارتباط خود و آشنايي خود با استاد شهريار بگوييد؟

فردي: من تنها شاگرد استاد هستم، ايشان شاگردي نداشتند، از سال 1328 كه با آقاي ابتهاج ارتباط داشت تا سال 1331 ديگر كسي را به حضور نپذيرفتند. بعد از ترك تهران و مراجعت به تبريز من توفيق ملازمت ايشان را داشتم، نه در را روي كسي باز مي‌كردند و نه تلفن جواب مي‌دادند، زياد هم اهل معاشرت نبودند، از منزل به سختي خارج مي‌شدند، در رأي‌گيري‌ها صندوق را به خانه مي‌آورديم، توفيق بنده اين بود كه تمام اين سالها را پيش ايشان بودم و اين ارتباط تا ‌آخرين روزهاي حيات جسمي ايشان ادامه داشت. شهريار اولين بار كه شعري مي‌گفت دوست داشت براي من بخواند، من هم شعرهايم را براي ايشان مي‌خواندم از ابتدايي‌ترين تجربه‌هاي شعري را با ايشان شروع كردم كه تا سال‌هاي بعد هم ادامه داشت. شهريار مي‌گفت كاش شعر مثل نخودچي كشمش بود كه من دست مي‌كردم توي جيبم و مي‌ريختم تو كامت، ولي شعر آموختني نيست فقط فنون و صناعات ادبي را به من مي‌آموخت، هر آنچه را كه از دستشان برمي‌آمد و قابل انتقال بود منتقل كردند. الفت عجيبي در ميان بود. هر روز بايد به زيارتشان مي‌رفتم تا آنكه وقت عزيمت من به خدمت سربازي فرا رسيد. استاد در يكي از احوالپرسي‌هاي تلفني مقام معظم رهبري كه آن دوره در مصدر رياست جمهوري بودند درخواست كردند كه تبريز به عنوان محل انجام خدمت سربازي من مقرر شود تا هم مفارقتي بين ما پديد نيايد و هم فرصت ادامة انجام خدمات درون‌مرزي و برون‌مرزي من در صدا و سيماي تبريز ايجاد شود كه ايشان با گشاده‌روئي پذيرفتند. سپس استاد نامه‌اي خطاب به آقاي خامنه‌اي نوشتند و من به همراه چند قطعه شعر دستنويس استاد و شعرهاي خودم، خدمتشان بردم. ايشان دستور مساعد دادند و من پس از طي دورة آموزش در اطراف تهران در صدا و سيماي تبريز خدمت سربازي را گذراندم. حتي بعد از شش ماه بنا به سعايت بعضي از ادارات در تبريز نامه‌اي آمد كه پايان مأموريت من و لزوم معرفي‌ام به يگان مربوطه را اعلام كرده بود كه پيرو تماس استاد با رياست محترم جمهوري، من تا پايان خدمت در همانجا ابقاء شدم.


ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
مرتبط با موضوع : دلنوشته,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:30:48 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 100

11

در این پیام ما به دنبال بمب اتم و مطالب پیرامون آن نیستیم ..بلکه می خواهیم ساختار موجی نظام هستی را طرح کتنیم از زبان شاعر عارف.....

متن ارسالي استاد شهريار به انيشتين:

 پيام به انيشتين
 انشتن[انيشتين] يک سلام ناشناس البته  مي‌بخشي،
دوان در سايه‌روشن‌هاي يک مهتاب خليايي
نسيم شرق مي‌آيد، شکنج طرّه‌ها افشان
فشرده زير بازو شاخه‌هاي نرگس و مريم
از آن‌هايي که در سعيديه‌ی شيراز مي‌رويند
زچين و موج درياها و پيچ و تاب جنگل‌ها
دوان مي‌آيد و صبح سحر خواهد به سر کوبيد
در خلوت سراي قصر سلطان رياضي را.


درون کاخ استغنا، فراز تخت انديشه
سر از زانوي استغراق خود بردار
به اين مهمان که بي‌هنگام و ناخوانده است، دربگشا
اجازت ده که با دست لطيف خويش بنوازد،
به نرمي چين پيشاني افکار بلندت را
به آن ابريشم انديشه هايت شانه خواهد زد.

نبوغ شعر مشرق نيز با آيين درويشي به کف جام شرابي از سبوي حافظ و خيام
به دنبال نسيم از در رسيده مي‌زند زانو
که بوسد دست پير حکمت داناي مغرب را.


انیشتن آفرين بر تو،
خلاء با سرعت نوري که داري، در نورديدي
زمان در جاودان پي شد، مکان در لامکان طي شد
حيات جاودان کز درک بيرون بود پيدا شد
بهشت روح علوي هم که دين مي‌گفت جز اين نيست
تو با هم آشتي دادي جهان دين و دانش را.


انیشتن ناز شست تو!نشان دادي که جرم و جسم چيزي جز انرژي نيست
اتم تا مي شکافد جزو جمع عالم بالاست
به چشم موشکاف اهل عرفان و تصوّف نيز
جهان ما حباب روي چين آب را ماند
من ناخوانده دفتر هم که طفل مکتب عشقم،
جهان جسم ، موجي از جهان روح مي‌دانم
اصالت نيست در مادّه.


انشتن صد هزار احسنت و ليکن صد هزار افسوس
حريف از کشف و الهام تو دارد بمب ميسازد
انشتن، اژدهاي جنگ ....!جهنم کام وحشتناک خود را باز خواهد کرد
دگر پيمانه‌ی عمر جهان لبريز خواهد شد
دگر عشق و محبت از طبيعت قهر خواهد کرد
چه مي‌گويم!
مگر مهر و وفا محکوم اضمحلال خواهد بود؟
مگر آه سحرخيزان سوي گردون نخواهد شد؟
مگر يک مادر از دل «واي فرزندم» نخواهد گفت؟

انشتن بغض دارم در گلو دستم به دامانت
نبوغ خود به کام التيام زخم انسان کن
سر اين ناجوانمردان سنگين دل به راه آور
نژاد و کيش و ملّيت يکي کن اي بزرگ استاد
زمين، يک پايتختِ امپراطوريِ وجدان کن
تفوق در جهان قائل مشو جز علم و تقوا را


انشتن نامي از ايران ِ ويران هم شنيدستي؟
حکيما، محترم مي‌دار مهد ابن سينا را
به اين وحشي‌تمدّن گوشزد کن حرمت ما را
انشتن پا فراتر نه جهان عقل هم طي کن
کنار هم ببين موسي و عيسي و محمّد را .


کليد عشق را بردار و حلّ اين معمّا کن
و گر شد از زبان علم اين قفل کهن واکن
انشتن بازهم بالا             خدا را نيز پيداکن.



ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
مرتبط با موضوع : دلنوشته,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:09:56 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 67

۱۱

کاش دوستان طرح رفتار علوی را فراموش نمی کردند


ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
مرتبط با موضوع : اخبار گردان,دلنوشته,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:08:35 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 67

۱۱

ارزش سرمایه را تاجری در ک می کند که بیابان گردی کرده نه فرزند او........

قیمت عرفه را کسی می داند که جستجوگر بوده  و در بیابان تنهایی خویش در سرابها سرگردان..

و رفیق نایاب را به کسی دهند که فرق سره را از ناسره تشخیص دهد....

و تو ای دوست عزیز...

توجه کن!

مادامیکه زندگی ات و برنامه روزانه ات را منظم نکنی و به دست نگیری ....نمی توانی حرکت کنی..

و این میسور نمی شود مگر اینکه بدانی چه می خواهی...هدفت را مشخص کنی...برنامه ریزی و مشورت کنی..راههای رسیدن را برسی و تاکتیکت را تعریف کنی....

و تمام موارد بدون ترک حرام ها و طهارت و توسل به کملین حاصل نمی شود..

یا حسین علیه السلام.

 


ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
مرتبط با موضوع : دلنوشته,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:07:35 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 67

۱۱

به تحقیق می گویم:

رفیقان بر سه قسمند ار بدانی

زبانی اندو نانی اند و جانی

به نانی نان بده از در برانش

محبت کن به یاران زبانی

اگر دیدی یکی تو یا رجانی

به جانش جان بده تا می توانی

 یا حسین علیه السلام


ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
مرتبط با موضوع : دلنوشته,
نویسنده : آموزش انجمن عرفه - زمان ارسال : 17:05:30 - 1389/12/7 - تعداد نمایش : 61

دلت را خانه من کن مصفا کردنش با من            به من درد دل افشا کن مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را           بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش   بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من

اگر درها برویت بسته شد دل بر مکن باز ای      در این خانه دق الباب کن وا کردنش با من

به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی      طلب کن آنچه می خواهی مهیا کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن       غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من

به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان        بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت        تو نامه توبه را بنویس امضا کردنش یا من

کاش می شد ................................................


ادامه مطلب ...
نظربدهید

کلمات کلیدی :
آخرین مطالب
iran fans